تبليغاتX
عشق زمستانی

عشق زمستانی

 


دوست دارم آفتاب بشم تا نور بارونت کنم
دور تو بگردم و اين دلو مجنونت کنم
آسمون بشم برات ستاره بارونت کنم
يه جون خالی دارم می خوام که قربونت کنم

دوست دارم کفتر بشم تو آسمون پر بزنم
برم و تو اوج عشق سری به دلبر بزنم
بشينم رو بوم يار لونه و چنبر بزنم
اگه روم درو وا نکرد تا به سحر در بزنم

هميشه با اين که اين دل نگرونه
يه بهار پشت زمستون و خزونه
می دونم خدای ما که مهربونه
ما رو باز به هم دوباره می رسونه

دوست دارم با تو باشم تا باشه دنيا
هم تو بيداری و هم تو خواب و رويا

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت1:0توسط یلدا | |

 

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی

آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خیال کن آدمهای توی دنیا توی شهره

توی شهربی تو اما دل من با همه قهره

توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته

هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته

شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه

دارم از نفس میفتم مثل گیاه هرزه

آرزومه که یه لحظه رو بروی من بایستی

آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی...

 

عاشقانه ترین هایم تقدیم به بهترینم سیاوش

 

 خیلی دلم گرفته..

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت12:36توسط یلدا | |

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم و در چشمانت خیره شوم و
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم.
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم و سر روی شانه هایت بگذارم.
از عشق تو و از داشتن تو اشک شوق بریزم.
منتظر لحظه ای هستم،لحظه ای مقدس،منتظر لحظه ی پیوند که تو را در آغوش بگیرم
و بوسه ای از سر عشق تقدیم تو کنم.
و با تمام وجودم عشقم و قلبم را به تو هدیه کنم.آری من منتظرم،
منتظر لحظه ای پاک و مقدس،که به تو بگویم :
هستی ام،هم نفسم،مونس شب های بی قراری ام،من دوستت دارم.
و عشقم و وجودم را به تو تقدیم کنم.
آری من عاشق تو ام و عاشقانه تو را می پرستم
 
عاشقانه ترین هایم تقدیم به بهترینم سیاوش
 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت13:55توسط یلدا | |

 

آغوشتو به غير من به روي هيشکي وا نکن

منو از اين دلخوشيا ، آرامشم ! جدا نکن

من براي با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودنه کنارت تو بگو، به هر کجا پر مي کشم

منو توي آغوشت بگير آغوش تو مقدسه

بوسيدنت براي من تولد يک نفسه

چشماي مهربون تو منو به آتيش مي کشه

نوازش دستاي تو عادته ترکم نمي شه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

به پاي عشق من بمون ، هيچ کسو جاي من نيار

مهر لباتو روي تن و روي لب کسي نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت11:36توسط یلدا | |

 

شاعر دنيا، من اگه بودمآغاز شعرم، با کلام پدرم بود

تشنه تو صحرا، من اگه بودم

آب حياتم توي دست پدرم بود

واي اگه گندم،پوست تنم بود

اون که با دستاش، منو مي کاشت پدرم بود

ريشمو تو خاک اگه مي ذاشت پدرم بود

پدر جونه، پدر روحه، پدر دينه و ايمونه

پدر خسته، پدر بيزار،از اين دنياي ديوونه

پدر نوره، پدر امّيد، پدر عشقه که مي مونه

پدر خندون، ولي گريون، از اين دنياي ديوونه

پدر ای وجودم از تو

قدرت و توان گرفته

ای که از دم نفسهات

هستی من جان گرفته

پدر ای که از تو جاری

خون زندگی تو رگهام

ای که از نور دو چشمت

نور زندگی به چشمام

پدر امروز به پاهام

دیگه نای رفتنی نیست

جز دریقی رو لبهام

دیگه حرف گفتنی نیست

پدر ، پیچ و خم راهم

گل سرخ آرزوهام

توی فکر غنچه باشه

پدر دست یاری تو

اگه دستامو نگیره

کوره راه رفتن من

مثل شبهام میشه تیره

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت13:40توسط یلدا |


کنارم بخوابُ به دورم بتابُ

از این لب بنوش چو تشنه که آب بو

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه ی بیقرارت منم من

خدا دوست دارد لبی که ببوسد

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد من و تو بخندیم

نه در جاهلیت بپوسیم ، بگندیم

بخواب آرام پیش من لبت را بر لبم بگذار

مرا لمسم کنو دل را به این عاشقترین بسپار

بخواب آرام پیش من منی که بی تو می میرم

لبت را بر لبم بگذار که جان تازه می گیرم

 

حس می کنم ماله منی ، قلب منو نمی شکنی
بهونه ی قشنگه من برای دل سپردنی
تو هستی پاره ی تنم ، مجبور عشق تو منم
قسم به تو ماله توام تا دم جون سپردنم
ای آشنا ، ای آشنا نشی مثله غریبه ها
اگه بری شک می کنم حتی به بودنه خدا
زلاله سبزه بیشه ای ، نازک دلی ، از شیشه ای
به ضربه های قلب من نزدیک تر از همیشه ای

هرگز نمی شه نفسم از نفست جدا شه ،
اگه تو ماله من نشی ، دنیا می خوام که نباشه ،
به صدای قلب من گوش بده
مهربونم به من آغوش بده
به صدای نفسام گوش بده
تو به من گرمیه آغوش بده

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت17:45توسط یلدا | |

 

 دلم من گيره به عشق تو بهانه

به سرم باشد هواي عاشقانه

 من اگر عاشق شدم عاشق ترينم

 به هواي عشق تو چله نشينم

 همه كو در مي زنم خانه به خانه

 كه بجويم از گل رويت نشانه

 تو چراغ روشن راه شب من

 شب من پيوسته با ياد تو روشن

عشق من با توندارد  تا ابد  پاياني

 تو به عشقم مي دهي آخه سر و ساماني

عاشقت بودم

عاشقت هستم

 مي نشينم در رهت تا كه باز آیي

 تو چراغ روشن خلوت مایي

 اي بهار عشق

اي قرار عشق

 در حريم عاشقان يك نظر افكن

 تا شود جان و دل عاشقان روشن

  

 

 تا ته قصه چه پيدا و چه پنهون با توام

 زير اوار مصيبت يا كه بارون با توام

دل به دريا زدمو كاري به دنيا ندارم

تو سكوت سنگيه دنيا غزل خون با توام

هرچي تنهاتر بشي دنيا تورو كمتر مي خواد

خودت اونوقت ميبيني چقدر فراوون باتوام

سخت گرفته همه دنيا كه تورو رها كنم

تو هجوم سختي ها ببين چه اسون با توام

تو زمستون سياه و سينه سوز روزگار

سخته باور مثل جنگل تو بهارون باتوام

غرق موج عشقتم هرجا بري باهات ميام

تو سكوت بركه و خروش كارون با توام

 

 واسه رگبار واسه بارون چتر دستاتو می خوام

واسه ی برف زمستون تب حرفاتو می خوام

واسه ی تموم عمر پیشم بمون

من تورو هر روز می خوام حتی نه یک روز در میون

واسه وحشت از سیاهی برق چشماتو می خوام

واسه ثبت بی گناهی حرف لبهاتو می خوام

چی می خوای صدای التماسمو که عاجزانه می گه پیش من بمون

چی می خوای شکستن غرورموشاید بشی هم آشیون

باشه می گم با التماس

هر روز نه یک روز در میون

گل یخ اگه بی همزبون نبود بخدا یخ نمی زد

آدم خوب که یهو بد نمی شد سری به دوزخ نمی زد

اگه عشق سری می زد به آ دما

کسی سیاه بخت نمی شد زندگی سخت نمی شد

واسه ی تموم عمر پیشم بمون

من تورو هر روز می خوام حتی نه یک روز در میون

 

 

 بده دستاتو به من،تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب میدونم،تو تار و پود و ریشمی
تو که از دنیا گذشتی، واسه یک خنده من
چرا من نگذرم، از یک استخون به اسم تن
نمی دونم چی بگم، که باورت شه جونمی
توی این کابوس درد، رویای مهربونمی
وقتی حتی پیشمی، دلم برات تنگ می شه باز
عشق تو، تو لحظه هام، حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بی تو، از نفس هم سیر میشم
نمی دونم چی میشه، بدجوری گوشه گیر میشم
ممنونم که بچه بازی هامو طاقت می کنی
هر چقدر بد میشم،اما تو نجابت می کنی
هر کجای دنیا باشم، با منی و در منی
نگران حال و روزم، بیشتر از خود منی
می دونی با تو پرم از شعر و ستاره
می دونی بی تو لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشق رو بکاره

تو از متن کدوم رویا رسیدی

که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد

که از رنگ صدات دریا  شکفت و

نگاه من پر از رنگین کمون شد

تو از خاموشی دلگیر رویا

صدام کردی صدام کردی دوباره

صدا کردی منو از بغض مهتاب

از اندوه گل و اشک ستاره

صدام کردی صدام کردی نگو نه

اگر چه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد

اگر چه دور و ظلمت پوش بودی

تو چیزی گفتی و شب جای من شد

من از نور و غزل زیبا شدم باز

تو گیج و ویج از خود گم شدن ها

من از من مردم و پیدا شدم باز

از این تک بستر تنهایی عشق

از این دنج سقوط آخر من

صدام کردی که برگردم به پرواز

به اوج حس سبز با تو بودن

صدام کردی که روی خاموشی من

یه دامن یاس نورانی بپاشی

برهنه از هراس و تازه از عشق

 توی آغوش جان من رها شی

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت14:5توسط یلدا | |

 

برای خواب معصومانه عشق

 کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت

 کمک کن با تن هم پل بسازیم

 کمک کن سایه بومی از ترانه

 برای خواب ابریشم بسازیم

 کمک کن با کلامی عاشقانه

 برای زخم شب مرهم بسازیم

تو رو می شناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

 از اندوه تو و چشم تو پیداست

 که از ایل و تبار عاشقایی

 تو رو می شناسم ای سر در گریبون

 غریبگی نکن با هق هق من

 تن شکستتو بسپار به دستِ

نوازش های دست عاشق من

 به دنبال کدوم حرف و کلامی

 سکوتت گفتن تمام حرفاست

 تو رو از تپش قلبت شناختم

 تو قلبت قلب عاشق های دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه

منو به جشن نور و آینه بردی

 چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دست من سپردی

 کمک کن جاده های مه گرفته

من مسافر از تو نگیرن

کمک کن تا کبوتر های خسته

 رو یخ بستگی شاخه نمی رن

 کمک کن از مسافر های عاشق

سراغ مهربونی رو بگیریم

 کمک کن تا برای هم بمونیم

 کمک کن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

 میون سفره شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما

 پلی باشه واسه از خود گذشتن

 کسی به فکر مریم های پرپر

کسی توفکر کوچ کفترا نیست

 به فکر عاشقای در به در باش

 که غیر از ما کسی به فکر ما نیست ..

 

وقتی میایی صدای پات ، از همه جاده ها میاد

تا وقتی که در وامیشه ، لحظه دیدن میرسه

هر چی که جاده است رو زمین ، به سینه من میرسه

ای که تویی همه کَسَم ، بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم ، به هرچی میخوام میرسم

وقتی تو نیستی قلبمو ، واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب آلوده رو ، واسه کی بیدار بکنم

دسته کبوترای عشق ، واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه ، بدون تو زنده باشه

عزیزترین سوغاتیه ، غبار پیراهن تو

عمر دوباره منه ، دیدن و بوئیدن تو

نه  من  تو رو  ،

            واسه  خودم  ،

                      نه  از  روی  ،

                                هوس  میخوام

 عمر دوباره منی ، تو رو واسه نفس میخوام

  

+نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت18:0توسط یلدا | |

 

از اين بهتر نميشه بود ، چه با هم خوب و يك رنگيم

اگر هر لحظه ميخوامت ، بذارش پاي دلتنگيم

تويي چشم و چراغ من ، تويي آروم جون من

رفيق خنده و گريه ، شريك نون و آب من

خدا حفظت كنه عشقم . . خدا حفظت كنه جونم

جدا از هم نميشه بود ، نه ميتوني..نه ميتونم..

خدا حفظت كنه عشقم ، براي باقي عمرم

دعا كن تا خدا مارو نگه داره براي هم..

يه عالم آرزو داري ، يكي از آرزوهاتم

برام با ارزشه ، خيلي ، اگه گاهي تو رؤياتم

تحمل ميكنم دردو ، به شرطي كه تو غم باشي

دلم ميخواد كه روز و شب فقط پيش خودم باشي

بگو..آينده مال ماست ، به حرفت شك نميارم

بگو بين خودم با تو ، ديگه فرقي نميذارم

خدا حفظت كنه عشقم ، براي باقي عمرم

دعا كن تا خدا مارو نگه داره براي هم..

 

  وقتی که من عاشق می شم
دنیا برام رنگ دیگه س
صبح خروس خونش برام
انگار یه آهنگ دیگه س

وقتی که من عاشق می شم
ترانه هام عاشق ترن
گل واژه های شعر من
رنگ گلا رو می برن

عشق واسه من یه معجزه س
تو لحظه های بی امید
تو صبح سردم مثل طلوع خورشید
فصل شکوفایی شعر تو باغ احساس منه
ناجی قلبم ، عشقه بدون تردید

وقتی که من عاشق می شم
عاشقتر از من دیگه نیست
تو جون سپردن واسه عشق
هیچ کی سر از من دیگه نیست

دار و ندارمو می خوام به پای عشقم ببازم
می خوام که یک تنه برم به لشکر غم بتازم

وقتی که من عاشق می شم
فصل دوباره موندنه
فصل رباعی و غزل
وقت ترانه خوندنه
وقت تو بیداری شبو
به مرز صبح رسوندنه

  

 

من و تو رو گل سرخ خوابيديم

من و تو خواب شقايق ديديم

من و تو با هر نسيم عاشق

نبض عشق رو زير پوست فهميديم

من و تو ، تو بركه اشكاي قو

عاشقانه دور هم غلطيديم

من و تو رو خيسيه شبدرها

چه طراوتي بهم بخشيديم

من و تو ، تو رخوت يك مستي

هرچه كه ديدني بود ميديديم

من و تو رو گلهاي اقاقيا

غلط زديم ، عطر گل و بوييديم

من و تو شراره ي يك آتش

گرم گرم به هستيمون پاشيديم

من و تو ، تولد و مرگ هميم

من و تو به زندگي ميخنديم..

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت17:0توسط یلدا | |

 

اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و

 بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟

اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب

ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمیگذاشتم ..

اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و

 کدام دست موهایم را نوازش میکرد؟

اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و

الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟

اگر تو نبودی چه کسی برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟

اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق آشنا میکرد؟

اگر چشمان تو نبود، اگر دستان تو نبود،

اگر صدای دلنشین تو نبود، اگر لبخند تو نبود،

 بند بند تنم از هم می گسست و

 یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست،

سیاوشم ، ستاره بی غروب من،

بهانه ای برای نوشتن و سرودن.

 چشمهای زیبای تو همیشه در خاطر من است

منی که تمام هستی ام و تمام زندگی ام تو هستی

و آرزوی بزرگم قشنگترین و زیباترین خواستنی هاست برای تو

دوستت دارم ،

حتی از خورشید و ماه بیشتر ...

حتی از زندگی وجوانه های سبز بیشتر ...

 asheghane

 

 

بر قرار باشی و سبز

  گل من تازه بمون

نفسم پیش کش تو

 جای من زنده بمون

 باغ دل بی تو خزون

موندنی باش مهربون

 تو که از خود منی

منو از خودت بدون

غزل و قافیه بی تو

همه رنج انتظاره

 این همه شعر و ترانه

 همه بی عطر و بهاره

موندنی باشی همیشه

لب پاییز رو نبوسی

 نشه پرپر شی عزیزم

 مهربون گلم نپوسی..

 

love my

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت4:15توسط یلدا | |

 

ماه در میاد که چی بشه
                      میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چکار کنه
                      باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
                      بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
                     تو که رفیق راهی
عجب حکایتی شده
                     فکر تو عادتی شده
که از سرم نمیره
                     که از سرم نمیره
عجب روایتی شده
                    عشقت عبادتی شده


              خدا ازم نگیره
              خدا ازم نگیره

 

 وقتی که سرشار از عشق تو هستم
هیچ نفسی حریف آوازم نیست
روح پرنده های آسمونم
هیچ قفسی حریف پروازم نیست
پایان اندوه شب جدایی
روز خوش دوباره عاشق شدن
تویی که در موسم غربت من
بهانه ای برای زنده بودن
وقتی که سرشار از عشق تو هستم
بالاتر از دنیای من دنیا نیست
با تو به جایی می رسم که انگار
فاصله ای بین منو خدا نیست
با تو نمی ترسم من از زمستون
ندارم ایمانی به فصل سرما
بهار خود منم وقتی تو هستی
باقی همه حرف و گمان و رویا
وقتی که سرشار از عشق تو هستم
هیچ نفسی حریف آوازم نیست
روح پرنده های آسمونم
هیچ قفسی حریف پروازم نیست

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت14:10توسط یلدا | |

 

اي چراغ هر بهانه از تو روشن ، از تو روشن

اي كه حرفاي قشنگت ، منو آشتي داده با من

من و گنجشكاي خونه ، ديدنت ..عادتمونه

به هواي ديدن تو ..پرميگيريم از تو لونه

بازميايي كه مثل هر روز ، واسمون دونه بپاشي

منو گنجشكا ميميريم ..تو اگــه خونه نباشي!!

هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام

بس كه اسم تورو خوندم ، بوي تو داره نفسهام

عطر حرفاي قشنگت ، عطر يك سحرا شقايق

تو همون شرمي كه از اون ، گرمه گونه هاي عاشق

شعر من رنگ چشاته ، رنگ پاك بي ريايي

بهترين رنگي كه ديدم رنگ زرد كهربايي…

 من و گنجشكاي خونه ، ديدنت ..عادتمونه

به هواي ديدن تو ..پرميگيريم از تو لونه...!!!

 من و پرنده هاي عاشق

 

جمله ی دوستت دارم برای تو خیلی کمه
چه جوری بهت بگم دوستت دارم یه عالمه
این همه درد و دلا همیشه توی قلبمه
فقط اون نگاه تو برای من یه مرهمه

وقتی نزدیکم میای، دور میشه غصه های من
همه سختیهای دل ،ساده میشه برای من
تویی اون فرشته از عالم ماورای من
تو بیا کنار من امید لحظه های من

اگه هر روز نبینم صورت مثله ماه تو
سر به کوهها می زنم تا برسم به راه تو
بدون نور تو من، شبیه سایه ها میشم
تو دیگه ازم نگیر، درخشش نگاهتو

 

 

یه نگاه ساده ی تو به همه دنیا می ارزه

بی تو آسمون آبی مثه یه کویر هرزه

همه خوبیهای دنیا بی تو ارزشی نداره

بی تو ابر بی کسی ها، روی لحظه هام میباره

بی تو آسمون سیاه و همه جا شبیه مرگه

ابرا تیره و تباه و همه ماتم و تگرگه

بی تو حس بی قراری همه جا با من میمونه

یه نهال ترس و وحشت میزنه برام جوونه

بی تو سهم روزگارم همه سایه های ترسه

روح بیقرار وحشت میزنه همیشه پرسه

بی تو زندگی خیال و مثه حیله های خوابه

مثه جاده های وهم و یه مسیر پر سرابه

بی تو صفحه ی وجودم جای مهره های درده

یه سکوت بی نهایت واسه این جدال سرده

همه لحظه های با تو یه نشاط بی مثاله

تو بمون کنارم اینجا بی تو زندگی محاله...

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت18:0توسط یلدا | |